تبليغاتX
... [ دیالوگ ] ...

... [ دیالوگ ] ...

1- با مشخص شدن روسيه به عنوان آخرين تيم مرحله ي يك چهارم پاياني يورو 2008، بعد از 12 روز مبارزه، پرونده ي دور گروهي اين بازي ها بسته شد. روسيه  با نمايش درخشان خود مقابل سوئد، ياران "زلاتان" را راهي خانه كرد تا تب فوتبال در منطقه ي اسكانديناوي بخوابد و اين ناحيه باز سرد شود. سربازان "هيدينگ"  اكنون خطري جدي براي "لاله" هاي "فان باستن" محسوب مي شوند.

هلند اما با سه پيروزي پياپي در سه بازي گروهي هم راه با اسپانيا و كروواسي بهترين عمل كرد را داشته و با بهترين خط حمله ي بازي ها به شكست روس ها اميدوار است اما من فكر مي كنم كه مرد دوم فوتبال هلند بعد از "كرايف"، يعني "ماركو فان باستن" پاشنه ي آشيل اين تيم باشد.

 

2- جدال امشب آلمان و پرتغال كاملن نابرابر است.  امشب  "فيل بزرگ" (لقب لوييز فيليپه اسكولاري مربي پرتغال) از جاي خالي "يواخيم لو" بر نيمكت آلمان با هوشمندي استفاده مي كند و مي تواند به راحتي و با تكيه بر نبوغ "كريستين رونالدو" نسخه ي آلمان ها را بپيچد ولي... شايد به اين ساده گي ها نتوان آلمان را بازنده حساب كرد. مربي آلمان ها كه من را به ياد بروس لي مي اندازند (زماني كه تمركز مي كرد و مي خواست ضربه بزند!) اگر چه فقط به زور "بالاك" دل خوش است اما خوب مي داند كه مربي چه تيمي ست با چه تاريخي. برخلاف پرتغالي ها كه سال ها طول كشيد تا از "اوزه بيو" به "فيگو" و بعد به "كريستين رونالدو" برسند آلمان ها پر از مفاخر و افتخارات فوتبالي اند. هر چند كه دوست دارم آلمان برنده ي اين بازي باشد اما باز جاي خالي "لو" در مقابل "فيليپائو" (همان فيل بزرگ در گويش پرتغالي ها) كفه را به سمت پرتغال سنگين مي كند.

 

3- كرواسي - تركيه. بعد از صعود رويايي ترك ها از گروه ، آن ها در بد مخمصه اي گير كرده اند. قصاب جديد بالكان، "اسلوان بيليچ"،كه تيم مرموزي را راهي اين تورنمنت كرده حق دارد كه بگويد تيم اش شايسته كسب جام قهرماني ست. كروواسي كه در بازي آلمان از غول اروپا نوزادي چندماه ساخته بود فرداشب در برابر تيم تارومار شده ي تركيه كه هفت مصدوم و محروم دارد مي ايستد احتمالن به دور بعد مي رسد مگر اين كه  معجزه اي  شاگردان "تريم" را نجات دهد.

 

4- و اينك...بله...ايتاليا.

"آتزوري" ها بعد از بازي دل انگيزشان مقابل فرانسه اكنون به تيمي خطرناك مبدل شده اند. قهرمان جهان كه مدت هاست تيم "دومنك" را خوب مي برد، سه شنبه شب از خروس هاي اروپا بينوايان ساخت! واقعن كه چهره هاي مفلوك ستاره گان فرانسوي بعد از باخت به ايتاليا همانند كوزت بود زير دست تنارديه! فرانسه كه بعد از مصدوميت "ريبه ري" و پنالتي – اخراج "آبيدال" آچمز شده بود در نهايت خوش شانسي با دو گل مغلوب آتزوري ها شد، در شبي كه مي شد "لوكا توني" آقاي گل بازي ها شود..

ايتاليايي ها با شور و حال زبانزدشان تمام اتفاقات را به نفع خود كردند و اكنون يكي از مدعيان فتح جام اند، اما...

اسپانيا فوتبال را مي رقصد، اين تيم ترسناك كه از يك مربي نفرت انگيز سود مي برد بازيكناني در بالاترين كلاس فوتبال دارد. بوفالو هاي چموشي كه خيلي مي دوند ..

"لوييز آراگونز" (مربي اسپانيا) كه ديگر دارد به يك فسيل – مربي تبديل مي شود آن قدر بازيكن دارد كه اعجوبه اي مثل "فابرگاس" را در نيمه ي دوم به بازي بياورد و البته بتواند  با همين ترفند آبكي تمام تيم هاي گروه اش را ببرد. اما در مقابل، "دونادوني" با غيبت ستاره ي مركزي اش، "پيرلو"، روبه روست و همين بازي را بسيار ترسناك مي كند.

آيا "ال دونادون" محجوب ما مي تواند "تيفوسي"ها (هواداران ايتاليا) را از سرخوشي لب ريز كند؟ آيا اين "ماتدور"هاي وحشتناك مثل هميشه در مراحل حساس جام كم مي آورند؟ ايتاليا بازي سختي پيش رو دارد.. ماتادورها ترسناك اند اما تيفوسي ها اميدوار، من كه با چشمان بسته بازي را نگاه مي كنم! اما مي دانم كه آسمان "وين"  هم آبي ست...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 18:47  توسط ع.س.  | 

یورو 2008 این فرصت، بهانه و انگیزه را به من داد تا دوباره چیزی بنویسم و می نویسم: از فوتبال که نمی توانم دوستش نداشته باشم.

 

1- آن چه دیشب بین تیم های جمهوری چک و ترکیه رخ داد یک فوتبال نبود بل که بیش تر به گزین گویه های نیچه شبیه بود! یک جنگ تمام عیار، یک شور واقعی، حقیقت زنده گی.

برای من فوتبال بر سه اصل استوار است: تصادف ، شور و غریزه.

بسیاری از بازی های انجام شده در این تورنمنت در بالاترین کلاس این سه اصل را رعایت کردند و بازی دیشب نمونه ی کاملی از این فوتبال بی غش بود: ناب، ناب

ترکیه و چک با شور بازی می کردند: جسورانه و پر امید، آن قدر پتک وار فوتبال را اجرا کردند که من لذت بردم. برتری جویی، قدرت و خشونت بدوی بازی دیشب را به نبرد زنده گی و مرگ مبدل کرد، جالب این که تیم بازنده حذف می شد و این در حقیقت ِ فوتبال یعنی مرگ!

دو تیم برای حقیقت جنگیدند و این حقیقت، فوتبال بود با قواعدی که بیرون از آن معنایی ندارد و جنگیدن برای آن قواعد در بیرون از قاب حقیقی فوتبال بی هوده می نماید.

جان جهان، جان زنده گی دیشب در زمین چمن کشف می شد و لذت می آفرید. دیشب برای چک تراژدی واقعی رخ داد آن ها ترسو نبودند فقط اشتباه کردند، ترکیه برتر و قوی تر بود

تراژدی برای چک زمانی آغاز شد که آن ها دو گل زدند، این شروعی رویایی برای آنان بود. اما در اوج، قهرمان تراژدی (پتر چک در وازه بان خوب تیم چک) اشتباه می کند، می لغزد: " شوربختی بزرگ" رخ می دهد،چک میمیرد. دلمان نمی سوزد آن ها به اندازه جسور بوده اند اما ترکیه فروتن نبود، زنده ماند!

(من بازی را از شبکه ی ZDF دنبال می کردم چون تلفظ  لغات نا آشنای آلمانی برایم از کارشناسی شبکه ی سه جذاب تر بود البته بعد از بازی که شبکه سه  را گرفتم مجتبا تقوی- کارشناس فوتبال- از برتری عددی ترک ها حرف زد که احمقانه ترین تفسیر از این بازی ست.)

 

2- ایتالیای من در این تورنمنت با خاک یک سان شده است، باخت مصیبت بار مقابل هلند و بدفرجامی لاجورد ِ من در بازی رومانی، من را در وضعیتی قرار داده که تنها باید اعتماد کنم: هلند و رومانی منصفانه بازی کنند. اتفاقی که در دوره ی قبلی رخ نداد، دانمارک و سوئد در دقیقه 90 مساوی کردند و ایتالیای من حذف شد. دوباره همان جا ایستاده ایم این بار با دونادونی که خاطرات کودکی و نو جوانی من با بازی های او گره خورده و باجو، آلبرتینی، مالدینی، کاستاکورتا و...

اما " ال دونادون "  در نقش جدیدش اصلن دل انگیز نیست ، بیش از حد آرام است در این موضع جدید او  کسی دیگر است اما ایتالیا باید هم چنان اعتماد کند به دونادونی، به هلند، به رومانی...

ما هنوز زنده ایم و آسمان همه جا هنوزآبی ست (1)

 

1- اشاره به شعار تیم ملی ایتالیا در این تورنمنت

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 8:51  توسط ع.س.  |